... انجام تست تروييد رادين ...
به نام خداي مهربون
- انجام تست تروييد رادين 17/08/1390
امروز روز سومي كه پسري من تو خونه پيش منه.خدارو شكر تا حالا كه با من مهربون بوده و بد اخلاقي نكرده.بابا محسن هم بعد از سه روز مرخصي رفته سر كار .
![]()
من و مادر روحي منتظر بابا احمد هستيم كه بياد دنبالمون تا پسري رو ببريم درمانگاه واسه انجام تست تيروئيد. هوا سرد و برفيه .تقريبا ّ ساعت 11:00 بود كه بابا احمد اومد دنبالمون .من لباس پوشيدم و مادر روحي هم لباس مخملي ابي رنگ رادينم رو پوشوند كه هنوز واسش بزرگ بود واندازش نشده بود.اينقدر سرد بود هوا كه بابا احمد بخاري ماشين رو روشن كرد و ماشين رو اورد دم در اسانسور تا رادين كوچولو سرما نخوره.
![]()
تو ماشين نشستيم و به سمت درمانگاه راه افتاديم.شدت بارش برف اينقدر زياد بود كه بابا احمد خيلي آروم رانندگي مي كرد.فاصله خونه تا درمونگاه زياد نبود.تو راه به بابا محسن زنگ زدم و گفتم داريم ميريم به سمت درمونگاه.حس پدرانه بابا محسن وادارش كرد تا بهم سفارش كنه كه حسابي مراقب پسريمون باشم تا خداي نكرده سرما نخوره و من هم بهش اطمينان خاطر دادم تا خيالش راحت بشه.
![]()
به آزماشگاه كه رسيديم بابا احمد و مادر روحي رادينم رو بردن تو آزما يشگاه و بعد از 10 دقيقه برگشتند و سوار كاشين شديم و حركت كرديم سمت خونه.
بابا احمد كه نشست تو ماشين گفت:"براي اولين بار كه اسم پسري من تو يه فرم ثبت شد."الهي مامان قربونش بشم.
![]()
مادر روحي گفت پسري مثل تو بيمارستان آقا بوده و وقتي تو پاشنه پاش سوزن فرو كردنند گريه نكرده جز همون لحظه.
![]()
از درمونگاه كه برگشتيم تو خلوتم با پسري واسش يه دو بيتي گفتم:
"رادين من حافظ قران
رادين من سرباز امام زمان
رادين جونم دكتر بشي الهي
رادين،پسرم چه خشگلي چه ماهي"
![]()






... انجام تست تروييد رادين ...
